نظر علي الطالقاني

26

كاشف الأسرار ( فارسى )

مخفى نيست كه خدا در اين آيات لوازم تجارت از بايع و مشترى و نفع و ضرر و غير ذلك همه را ذكر فرموده و ظاهر است كه سود و زيان و نفع و ضرر بىمعامله و تجارت و بىسرمايه صورت نبندد و گفته نشود . پس خدا مردم را به جهت تجارت آفريده و ارسال رسل و انزال كتب از براى دلالت و راهنمائى به اين تجارت است و مشترى ، خدا است و بايع ، مكلفين متاع و مثمن ، نفس و مال و ثمن و وجه ، بهشت و انبياء ، ميانجى كه دلّالش گويند و شيطان هم مشترى است و دلّال بسيار دارد و ثمن و وجه او دنيا و جهنم است و لكن در هر دو صورت بايع ، توئى و متاع ، نفس و مال تو . و چون بهشت كه ثمن است به نظر نسيه مىنمود فرمود وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا 8 ( الآية ) كيست وفاكننده‌تر به عهد خود از خدا ؟ پس شاد باشيد . و قال فى الانعام فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً 9 : پس آيا كسى را كه باز نموده خدا سينه او را از براى اسلام پس او بر نورى است از خداى خود پس ويل از براى آنان كه قساوت دارد دلهاى ايشان ، پس هر كه را خدا خواهد كه هدايت نمايد باز مىكند سينه او را از براى اسلام و هر كه را خواهد گمراه كند مىگرداند سينهء او را تنگ . و قال فى الزّمر أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ 10 قساوت قلب را مقابل شرح صدر قرار داد ، پس ظاهر شد كه تنگى و قساوت صدر و قلب يك معنى دارد و در اين آيات به جاى نفع و ضرر ، تنگى و گشادگى سينه و نور و ظلمت و قساوت قلب تعبير فرمود و در چند مورد بجاى آنها صحّت و مرض فرمود ففى سورة البقره فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً 11 : در دلهاى ايشان مرض است پس زياد كرد خدا مرض ايشان را . و فى التوبة فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ 12 : پس آنان كه ايمان آوردند زياد نمود ايمان ايشان را و ايشان شادند و امّا آنان كه در دل‌هاى ايشان مرض است پس زياد كرد ايشان را خباثت به سوى خباثت و مردند و كافر بودند . مرض را مقابل ايمان انداخت تا بدانى كه مراد كفر است . و فى الاحزاب إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ 13 : اى زنان پيغمبر اگر تقوى مىخواهيد پس به نرمى سخن مگوئيد ، پس طمع كند آنكه در دل او مرض است ، يعنى مرض شهوت . و در چندين آيات به خفت و ثقل ميزان اداء نمود و كذا به اصلاح و افساد و فى البقرة وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ